فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
247
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
جهاندار بادا نگهدار تو * سپهر جهان گرد در كار تو ترا مزد اعمال موفور باد * ز تو ملك اسلام معمور باد به دنيا و عقبى بلندت مقام * ز عدل تو آفاق دار السلام چون به حمد اللّه و حسن توفيقه چنين فتحى نامدار حضرت خان كامكار را از خوان نعمت كردگار ميسّر شد و در عين سعادت و كامرانى متّصف بكمال صفات جهانبانى با رايت وراى خورشيد اشراق از بلاد قزّاق بصوب مملكت سغناق معاودت فرمودند و اين فقير حقير را در اثانى اين اوراق گزارش حكايت آن يورش نامدار بر وجهى اتفاق افتاد كه همچو وقوع اين واقعهء غريبه ، نادرهء ادوارست و چنانچه اصل اين يورش و غزا در ميان يورشهاى پادشاهان دهور سالفه و خانان اعصار سابقه متفرّد و متوّحد افتاده در غرابت ، همچنين گزارش قصهء او بر نظمى عجيب و نسقى غريب جميل ، بلا بديل راى داده [ كذا ] چنانچه بر متتبعان طرق انشاء كلام و ناظمان درر معانى در رشتهء بيان على ابلغ النظام مخفى و محجوب نخواهد بود . اكنون داعيه چنان است كه صورت حال خود را از وقتى كه اتفاق مفارقت از رايات سعادت - آيات دست داد ، در حوالى سغناق تا هنگامى كه باز سعادت خدمت حضرت خليفة - الرحمانى دريافت در بلدهء طيّبه يسى ، درين مقام بيان كند انشاء اللّه تعالى ، در مضامين آن بسى فوايد [ 109 ر ] مدرج خواهد بود و التوفيق من اللّه المعبود .